تبليغاتX
لحظه انتظار
یا مهدی ادرکنی

هنگامی که باور بودن در ذهن خسته وجسم گناهکارم جایی برای ماندن نمی یابدء

وقتی گناه مثل ریسمانی گردن آویز جسم و روح در مانده ام شده زندگی همانند بن بستیء

همه ی هستی ام را در یک لحظه به نابودی می کشاند چشمان اشک آلودم را می گشایم

نوای ربنا می آید و موذن اذان می گوید و خورشد درآن سوی افق به امید سپیده ای نو فرو می نشیند

با خود می گویم:نوای ربنا بانگ موذن وسیله ای برای خوانده شدن من است آری او مرا می خواند

به رسم بندگی یاس را در سیاهی جسم و روحم محو می کنم و به سوی او می روم

احساس زندگی در وجودم زنده می شودو امیدوارانه به سویش پرمی گشایم وستایشش می کنم

وبه رکوع می روم در مقابل این همه عظمت سر به سجده که می گذارم حس پیشین دوباره در درونم

 زنده می شود و آرامش وجودم را فرا می گیرد

در تمام رنجهایی که می کشم صبر اوج احترام به قوانین الهیست!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 12:36  توسط مرضیه | 

ای محبوب دلها

تمام هستی ام را خاک قدمت می کنم تا شاید نظری به جاده دلم بیندازی چرا که تو آفتاب یقینی که امید فرداها هستی تو بهار رویایی که مانند طراوت گل سرخ می مانی و نرم سبز ولطیفی تو معنی کلمات آسمانی _هستیی که دستهایش برای آمدنت به زمین دعا می کند

سخنی با معشوق آسمانی

ای مهربان بگذار تا در میان ستاره های شب وتنهایی شب با تو سخنی داشته باشم :بگذار تا از درد جدایت که باغیبتت همه تگیه گاه مظلومان از بین بنالم پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت ولی می دانم که با حضورت در میان مردم هر قطره آب معنی یک دریا را می دهدو حتی گیاهان که با نبودنت اجازه زیبا شدن نداشت ولی باتو گلستان می شوند اما افسوس که بوی غیبتت به مشام تنهایم می رسد!

ای آقای من شنیده ام که با نماز خواندن شماست که خورشید جان می گیرد وبا نفس شماست كه روشنتر مي شوى! اخراز حريم كدامين بهاري كه عاشقانت با شنیدن نامت به قامت سبزت می ایستند و قلبهایشان را به سوی شما روانه می سازند من می دانم دل شما مانند دریا پاک است پس چرا ای سرور امت ظهورت را تجلی نمی کنی؟!طوفانهای دریا برای شما حباب است پس چرا ما را در این سرزمین آفتاب چشم انتظار گذاشته اید!روییدن خورشید از خاک معنای وجود تو را می دهدو بهار را در نام شما می جویم. عزیز دلم ! چه شبها و روزها را با نام تو را بر زبان جاری ساختم و به یادت همیشه دلم آهنگ انتظار را می نوازد وبا پای برهنه در جاده های انتظار قدم بر می دارم.

گلدسته های مسجد جمکران در خیال رسیدن نام زیبایت به گوششان در اوج آسمان دعا می خوانندو گنبد جمکران در زیرآسمان غم آلود دلهای عاشقان چشم انتظارءکبوتر تو می باشد!عا شقانی که به مسجد جمکران می آیندءسر بر دیوار جمکران می گذارند با چشمانی اشکبار تورا یاد می کند و با دل سو خته شان شما را صدا می زنندءخوب می دانم که مرا نیازی به گفتن این حرفهای غمگین نیست ءچرا که شما در چشمهایتان روشنایی است که اینها را می بینید ای منتهای مهربانی !هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانیه ها را به خاطر دیدنت می شمارندءچرا که همه به امید جمعه می مانیم و هنگامی که جمعه فرا می رسد زمین و زمان بوی تو را می دهد. اما هنگام غروب جمعه دلم را می شکند و هنگامی که جمعه می رود دلم می گیردءچرا روزی که وعده داده ای که خواهم آمد بدون تو سپری می شود

   بیا تا برای همیشه فریاد رس عاشقان موعود باشی

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 12:51  توسط مرضیه | 

    دردیست انتظارکه درمان آن تویی   این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود

سلام بر تو که امید اسمانهای غریبی و پناه قلب های بی پناه!

ازپشت پنجره های سوخته و افتاب خورده به ان سوی کرانه های نیلگون خیره شده ام و به تو فکر می کنم تویی که از هزاران عشق و امید والاتری.

تویی که اموزگار دشتستان عشقی.تویی که رمز رسیدن به اوج خدایی. تویی که شهدی به شیرینی یک دعایی و دفترچه خاطرارت صبایی.تویی که بر زخم سرخ شقایق دوایی وبر آلاله دل شفایی. تویی که تفسیری از قامت سبز ه هایی و تویی که معشوقی و با صفایی.بی صبرانه در انتظارت نشسته ایم تا بیایی و با دستان ابراهیم گونه ات بتهای زورو تزویر را در بتکده نوین بشری در هم کوبی و ننگها و نیرنگها را از جامعه بزدایی.ای سفیر ثانیه های عبور:بیا وسوار بر صاعقه ها کوچه باغ دیده هایمان را چراغانی کن به ما بیاموز که چگونه فضای دستانمان را پناه نسترن های غریب کنیم و به ما بیاموزکه چگونه مرهم زخم های پرستو باشیم ودلمان را سنگ صبور بلبل کنیم .بیا و به بیاموز که چگونه تکه ای از سرزمین عشق را میان گامهای قناری ها قسمت کنیم و چگونه با محبت خانه بسازیم و یک اتاق را به یا س های خوشبو دهیم .ما سرشارازحسی غریبیم که:خواهی امد تو که آدینه ای سبز پوشی و مظهر امید نیلوفران خاکی.

گوش کن گوش کن صدای العطش خاک را. کویر تشنه است گوش کن صدای دلهای خسته را عاشقان منتظرند.

نگاه کن !نگاه کن وببین که ذوالجناح عدالت تنهاست . کجاست ذوالفقار که هنوز هم دشمنان از برق نگاهش به خود می پیچد. تو را به جان هر چه عاشق توست قسم!قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانمان.ما در حسرت دیدار چشمانت رو به پایانیم.

        خدا کند که بدانی چقدر محتاج ست نگاه خسته من به دعای چشمانت

        چه می شود که صدایم به لهجه موج به لحن نقره ای وبی صدای چشمانت

برگرد و غیبتت را به پایان بر!

تا نیا یی بغض فضا بر طرف نمی شود.تو بی انکه فکر غربت چشمان ما باشی نمی دانیم چرا تا کی برا چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید!

و بعد از رفتنت تا حال اسمان چشمانمان خیس باران شد.

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد.

ما همه در انتظاریم.در انتظار فرجت

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:55  توسط مرضیه | 

يا امام زمان...

سوالی ساده دارم از حضورت/من آيا زنده ام وقت ظهورت

اگر تو امدی من رفته بودم / اسيرسال و ماه و هفته بودم

دعايم کن.. دوباره جان بگيرم/ بيايم. در حضورت تو بميرم

 

 

سايتون سنگينه مولا ما گلاييی نداريم هر کجا باشيم شمارو روی چشامون ميزاريم.

سايتون سنگينه مولا غم نشسته تو صداتون يه نگاه بندازين اخه اقااجون به زير پاتون اگه مارو دوست نداری يه اشاره بسمونه خودتون بگين که اين دل بميره يا که بمونه ما ديگه حلقه به گوشيم هر چی بگی همونه بگين اين صدابراتون بخونه يا که نخونه ما که وقف شماييم قلبمون از اين تباره تا شما سروره مای برده بودن افتخاره وقتی چشماتون مي تابه اين ستاره سرابه ما خراب اون چشاييم اخه غمره ی شرابيم جمعه اهل انتظاريم.... کی ميای يوسف زهرا

مهدی بيا  مهدی بيا مهدی  بيا مهدی بيا  مهدی بيا  مهدی بيا  مهدی بيا مهدی بيا

عزيزه بی قرينه کی ميای کی ميای شفای زخم سينه کی ميای کی ميای عزيزوم مادرت چشم انتظاره کی ميايی سحر خيزه مدينه کی ميای کی ميای

به دلم افتاده اقا که ديگه مي خوای بيای.........

يااباصالح ديگه مردم از غم انتظار ديگه چقدر انتظار بيا بيا...

يابن الزهرابيا  يابن الزهرابيا  يابن الزهرابيا  يابن ازهرا بيا  يابن الزهرابيا

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:32  توسط مرضیه | 
سلام به همگی که درد دل من حقیر رو می فهمند یا صاحب الزمان خیلی دلم خونه دردمو فقط به تو میگم  ایقدر دلم برات تنگ شده شب ها همیشه تو تنهای گریه می کنم نمی دونم مثل بقه شعر بگم یا شعری از جای بیارم من فقط درد دلی که در سینه دارم میگم  خیلی دوستت دارم فقط احساس میکنم که خیلی بهم نزدیکی  می دونی میخواستیم برییم مشهد به هر دری میزنم نمیشه خیلی دل تنگ شده چند روز پیش می خواستم بیا به پابوست به همون جمکران عزیز ولی مثل اینکه قسمتم نشد بیام

 یا صاحب الزمان دوست دارم ادم خوبی بشم اون ادمی که همه میگن دوست دارم وقتی که مردم بگن چقدر ادم خوبی بود همیشه یه حرف دوستم که خیلی هم دوستش دارم و خاطرش برام خیلی عزیزه تو گوشمه میگه .وقتی به دنیا میای تو گریه میکنی وهمه بهت می خندن با به دنیا اومدنه تووسعی کن وقتی از دنیا میری همه گریه کنن بخاطرت وتو خندان از این دنیا بری و بری به دیدار محبوبت

اری این دنیا خیلی بی ارزش انچنان بی ارزش شده که حتی نمیشه توش قدم بر داشت ولی چیکار باید کرد بای سوخت ساخت و زندگی کرد سعی کنیم با چشمی بسته به این مادیات نگاه کرد    باور نمی کنی خیلی دلم پره ای محبوب چیکار میتونم بکنم فقط با یاد یار با روز شماری کردن امدن تو ای یار میتونم زندگی کنم  در این صورت برام بی ارزشه................

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 23:2  توسط مرضیه | 
بعد از نماز صبح یازده مرتبه سوره توحید وهنگام خواب یازده مرتبه ودر فاصله بین این دو در هر فراغتی این سوره خوانده شود هر چه بیشتر بهتر و یکصد مرتبه کمتر نشود به حضرت ولی عصر هدیه شود و شب بعد از قرائت سوره توحید این دعا را بخوانید:

اللهم کن لولیک...

دوستان برای فرج اقا امام زمان خیلی دعا کنید امشب اقا خیلی دلم گرفته قسمتم نشد که بیام بارگاه مسجد جمکران را دیدن کنم .

یا صاحب الزمان ...وقتی که دلم پره میخوام بیام درد دل باهات کنم از یادم هر چه درد میره با ذکر تو همه درد ها شفا میابن

یا صاحب الزمان به دوستم صبر عطا کن............................

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:56  توسط مرضیه | 
        السلام علی المنتهی الیه مواریث الانبیا ولدیه موجودة آثار الاصفیاء

    سلام بر ان کسی که میراث تمام پیامبران به او رسیده است وآثار همه برگزیدگان خدا نزد اوست

                                                         نیمه شعبان 

                                     روز ولادت قلب عالم امکان خلیفة الرحمن

                      حضرت ولی العصر وصاحب الزمان

                            مبارکباد 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 23:42  توسط مرضیه | 
یا صاحب الزمان از کدامین سرزمین منتظر ظهورت باشم

سلام دوستان تا چند روزه دیگه از بهترین شعرو در وصف صاحب الزمان یکی از دوستانم برام فرستاده منتظر باشی

پیشلپیش ولادت منجی عالم بشریت رو به همه مسلمانان تبریک می گم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 10:56  توسط مرضیه | 
دنیا که بیوفائیش مشهور است

بیچاره کسی که در جهان مقرور است

هر چند شوی تو طالب ثروت و مال

روزی بشر نزد خدا مقدور است

تقدیم به کسانی که منتظر ظهور منجی عالم بشریت هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 16:32  توسط مرضیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان من مرضیه متولد11/3/1367
هستم که برای شما دوستان خوب وبلاگی طراحی کردم امیدوارم خوشتان بیاد با امید ارزوی موفقیت همگی وتعجیل هر چه ظهور اقامون
برای سلامتی صاحب الزمان صلوات

نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
شهریور 1387
مرداد 1387
پیوندها
السلام عليك يا بنت رسول الله
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
علم روز
فقط به خاطر تو
بازگشت سفیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس